دلیل گرایش ایرانیان به سمت مدگرایی

1 ماه پیش
مدگرایی1

نسل به نسل که می گذرد, سلایق و علاقه ها به گونه ای تغییر می کند که ممکن است برای نسل قبل قابل درک نباشد آنچه به این پدیده شدت و سرعت بخشیده است, در ایران پدیده مدگرایی است مدگرایی در پوشش, در آرایش, در گفتار و همه به گونه ای فراگیر شده است در این میان نقش رسانه ها و فرهنگ مصرف گرایی بسیار برجسته است.

در هر قرن دنیا رنگی تازه و نو به خود گرفته و به گونه ای جدید، خود نمایی می کند. انسان، فرزند بالغ و رشید طبیعت، با علم وعقل که جانشین غریزه شده است و با تحولات به وجود آمده روبرو می شود. در قرن حاضر زندگی بشر از نظام سنتی کشاورزی به جامعه ای مبتنی بر فناوریهای نوین وپیشرفته تبدیل شده و همراه خود آداب وسنن و اصول اخلاقی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. پیشرفت جامعه صنعتی ودنیای ماشینی رفاه وآسایش ولذت فراوانی را به ارمغان آورده وآنگاه که انسان به حضور محصولات جدید عادت کرد وآنها را از ضروریات زندگی روزمره خویش تلقی نمود، نوبت به ایجاد تنوع وابداع شکل ها و رنگ های جدید وتازه، سر انجام به ظهور پدیده ای به نام مد منتهی گشت امری که امروزه در جوامع و در میان توده مردم می تواند نقش یک رسانه داشته باشد و مورد توجه قرار گیرد. زیرا جوانان توسط مدگرایی پیام خود را به جامعه می دهند. مد از نظر آماری به شاخصی که بیشترین فراوانی را داشته باشد می گویند و بیانگر آنست که اکثریت در کدام طبقه هستند.

به نظر برخی از کارشناسان امور اجتماعی مد بازتاب وانعکاس لایه های زیرین فرهنگی جامعه است. یعنی وقتی فرهنگ جامعه از یک عمق وغنایی برخوردار باشد و از یک دست مایه های فلسفی بهره برد، بازتاب وانعکاس آن در روبنای جامعه به صورت مد تجلی پیدا می کند. طبق نظریه “جرج سیمل”، مد همان تغییر غیر متمرکز جنبه های فرهنگی زندگی است و از یک تنش اساسی و پایه ای در وضعیت اجتماعی انسان ها ناشی می شود. پس در واقع مد وپدیده های نو هیچگاه به وجود نمی آیند و حتما از ریشه خاصی نشات گرفته که آن در مبانی فلسفی جامعه وجود دارد وبه عمق ولایه های زیرین جامعه بر می گردد. علی گرانمایه پور، استاد دانشگاه و کارشناس علوم ارتباطات در تعریف مد می گوید: مد نمادی از وضعیت فرهنگی واجتماعی یک جامعه و نمادی از برداشت و دیدگاه مردم نسبت به این وضعیت است. البته مد گاهی جعلی است. اگر مد تقلید آگاهانه و یا جاهلانه از گزاره های مربوط به مبانی فکری و فرهنگی جامعه دیگری باشد، جعلی است و نوعی حر کت تقلیدی شمرده می شود.

از یک طرف هر کدام از ما تمایل داریم از دیگران تقلید کنیم و از طرف دیگر دوست داریم نسب به دیگران متفاوت باشیم. طبیعی است که بعضی از مابیشتر تمایل داریم از دیگران تقلید کنیم و در اصل به متحد الشکل شدن و یا وفق دادن خود با دیگران اهمیت زیادی می دهیم در حالی که بعضی دیگر دوست دارند از بقیه افراد متمایز باشند و به عبارتی مایلند با دیگران تطابق نداشته و مجزا از سایرین به حساب بیایند. جریان مد به هر دوی این تمایلات توجه می کند و برای این که بتواند خوب کار کند باید دل هر دو گروه را به دست آورد. “سیمل” که نظریات او درباره مد همچنان مورد استفاده قرار می گیرد معتقد است هر دوی این تمایلات افراطی به ماهیت انسان بر می گردد. انسان ها از یک طرف دوست دارند عین همسایه خود عمل کنند و از طرف دیگر از او متمایز باشند. چشم به زندگی دیگران دوخته اند تا مثل آن ها عمل کنند و از طرفی مایلند نسبت به همان آدم ها تفاوت داشته باشند و همین مسأله است که بحث مد و مدگرایی را مطرح کرده است.

مد یکی از راه های مختلف زندگی است که ما به کمک آن می خواهیم خود را در جامعه و فعالیت های اجتماعی وارد کرده و با همگونی با سایر انسان های اطرافمان به سمت یک زندگی اجتماعی حرکت کنیم ضمن این که دراوج این همگونی دوست داریم که از آن ها متمایز هم باشیم. یعنی دو نیروی مخالف در زندگی ما مدام کشمکش ایجاد می کنند: نیروی اجتماعی زندگی کردن و نیروی غیر اجتماعی بودن، که البته در اکثر مواقع بین این دو نیرو تعادلی وجود ندارد و مشکلات از همین جا شروع می شود . در اصل مد همان تأثیر این دو نیروی متضاد در درون انسان هاست اما مد و مدگرایی تا به حال تنها در یکی از قطب های مخالف عمل کرده و به عبارتی همیشه به نحوی وارد عمل شده است که فقط یکی از این دو سر طیف مطرح شده و دیگری سرکوب شده اند. فرد مدگرا یا مدام خود را شبیه دیگران در می آورد یا تمام سعی و تلاش او آن است که با دیگران فرق داشته باشد. در حقیقت وقتی مد جدید گسترش پیدا می کند بتدریج افت کرده و به پایین ترین حد خود می رسد؛ علت آن است که هر لحظه تعداد بیشتری از افراد از آن پیروی می کنند و بعد از مدتی دیگر مد مورد نظر به صورت یک امر عادی در می آید که تنوع قبلی را ندارد.

مد گرایی

مدگرایی

مدگرایی

علل اجتماعی مدگرایی

  1. تبلیغ زدگی: شبکه های تلویزیونی، ماهواره ها، سایت ها، وِبلاگ ها و پایگاه های اینترنتی و مجلات از مهم ترین منابع تبلیغی مدل های بیگانه و گرایش به آن هستند. رسانه های جمعی و فردی، شبانه روز با شیوه های خلاّق و جذّاب تبلیغی و هزینه های هنگفت، سعی در رواج مدل های غربی دارند و چه بسا مدل های بیگانه به عنوان ارزش، تبلیغ می شود.
  2. شرکت های تولیدی: بسیاری از شرکت های تولیدی، نقش مهمی در شیوع مد دارند. گاهی این مدها برای ارائه از طرف یک شرکت، ساعت ها مورد مطالعه و بررسی روان شناختی قرار می گیرد، تا قدرت جاذبه ی مدشناسایی و به اجتماع عرضه شود. شرکت ها در این فرایند، بازار عرضه و تقاضا را با شیوه های نوین به وجود می آورند و اجتماع را دچار تغییرات مدهای نابهنجار می کنند.
  3. الگوهای نادرست: سبک زندگی انسان براساس الگوها و اندیشه ی او شکل می گیرد. بیشتر افراد معمولا مربی یا الگویی برای خود انتخاب می کنند. ممکن است این الگو در خانواده شکل بگیرد; اما مربی، معلم و استاد، از مهد کودک تا دانشگاه می توانند مُبلّغ مدهای نابهنجار غربی باشند و سبک زندگی و اندیشه ی افراد را نسبت به سیر طبیعی و بهنجار زندگی تغییر دهند.
  4. تعلق به گروه: گروه های دوستی نقش مهمی در گرایش افراد به مدگرایی دارند. ترس و نگرانی از بی توجهی دوستان یا تحقیر و تمسخر آنان، یکی از علل گرایش به مدهای نابهنجار بیگانه است; زیرا فرد به گروه دوستی تعلق دارد و متعلّقات گروه را می پذیرد تا خود را فردی سازش یافته با گروه قلمداد کند و شاید تنها حاصل این سازگاری، جلب اعتماد گروه باشد.
  5. لغزش های اجتماعی و فرهنگی: گاهی فضای مسموم جامعه باعث می شود راه های نفوذ مدگرایی غربی باز و هموار گردد و از این طریق تبلیغات نیز رواج پیدا می کند و هر روز تعداد مروجّان مدهای غربی افزایش می یابد.
  6. ارزانی: برخی از لباس ها و وسایل مدهای نابهنجار بیگانه به راحتی و ارزان در دسترس قرار می گیرند; از این رو گرانی مدهای بهنجار برای کسانی که قدرت خرید بالایی ندارند، از علت های مهم گرایش به مدهای نابهنجار بیگانه است.
  7. فرهنگ ورزشی: «ورزش وسیله ی مؤثری در پایین نگه داشتن سطح فشار روانی محسوب می شود.» و معمولا ورزشکاران برای جذب علاقه مندان و دوست داران خود، مدهای خاصی را تبلیغ می کنند که تأثیر زیادی بر افکار و باورهای آنان دارد. الگوگیری از ورزشکاران غربی نیز یکی از عوامل عمده ی گرایش به مدل های نابهنجار غربی است.
  8. فضای تربیتی: نقش تعلیم و تربیت از نقش های بنیادی روحی و روانی و اجتماعی انسان است. انسان تربیت می شود تا با هنجارهای موجود در جامعه سازش داشته باشد. تربیت و به ویژه فضایی که فرد در آن تربیت می شود، نقش مهمی در الگوپذیری او دارد; از این رو یکی از علل گرایش به مدهای غربی، محرومیت از فضای تربیتی صحیح است.
  9. فقر و بیکاری: فقر و بیکاری زمینه ی گرایش به مدل های نابهنجار بیگانه، به ویژه از جهت رفتاری و گفتاری را بیشتر می کند و فرد را به دام انحراف می اندازد. حضرت علی(علیه السلام)می فرماید:

من الفراغ تکون الصبوه; سبکسری دوران جوانی ناشی از بیکاری است.

  1. محیط شغلی: یکی از علل گرایش به مدهای غربی، محیط شغلی است و افراد برای همراهی با دیگران یا به اجبار از مدهایی که در بین همکاران رواج می یابد پیروی می کنند.

 

منبع : بهترینه

از دیگر مطالب ما دیدن فرمایید

پیامد های منفی مد گرایی

مد و فشن در ایران

 

دلیل گرایش ایرانیان به سمت مدگرایی
لطفا امتیاز دهید
0
برچسب ها :

بدون دیدگاه